مهمترينشان تاراج قسطنطنيه به دست صليبيان در سال 1204 بود (اسيريس 2، 439 - 443، 1936).
مسيحيان ارتدكس و كاتوليك تنها مخالف يكديگر نبودند، بلكه شديداً از هم نفرت داشتند.
اختلاف ميان آنان تنها يك اختلاف عقيدتي نبود كه با مباحثات مستدل حل شود؛ بلكه اختلاف منش و رفتار بود ميان نوعي هلنيسم شرقيشده و بربريت ايتالياييشده. چنين اختلافاتي چارهناپذير بود و به وخامت بيشتر ميگراييد. با اينهمه، در سدهٴ چهاردهم، كليساي كاتوليك در اردوي دشمن مدافعاني يافت و به دلايل زيادي كه بيشتر ناشي از ناتواني و در خطر افتادن روزافزون امپراتوري شرقي بود، اين مدافعان تا حدي جلب توجه كردند. از اينرو، ميان كشيشان لاتيني و لاتينيگرا و ارتدكسها نزاع تازهاي پديد آمد؛ به دليلي كه در فصل بعدي، هنگام گفتوگو از جنبههاي كلامي اين مجادله شرح داده خواهد شد، گروه اخير را هسيكاست ناميدند.
گروه لاتينيگرا را به نام بارلام راهب كالابريايي، اغلب بارلامي ميخواندند. بارلام يك تن يوناني برخاسته از يونان بزرگ بود، كه با افكار غربي به شرق بازگشت. آنايقديسه از او حمايت ميكرد و عملاً در مذاكرات مربوط به بررسي امكانات وحدت دو كليسا با فرستادگان پاپ شركت داشت. بدبختانه، گروه مخالفِ وحدت نيرومند بود و همچنان نيرومند باقي ماند.
ميتوان تصور كرد كه بارلاميان جز اقليتي كوچك و بياهميت دربرابر تودههاي عظيم موٴمنان نبودند. مسلماً اساس اختلاف ميان كليساي كاتوليك و ارتدكس را نه در ذهن متكلمان، بلكه در دلهاي مردم بايد جستوجو ميكردند و توضيحات كلامي بيشتر در حكم پديدههاي ظاهري بودند تا علل اصلي.
از اينرو، عجيب نيست كه بارلام در سال 1341 و بار ديگر در 1346 شكست خورد. مردم و راهبان در برابرش صفآرايي كردند و متكلمان برجسته، از قبيل گريگوريوس پالاماس، نيكهفوروس گريگوراس، نيكهفوروس خومنوس، و نئوفوتوس پرودرومنوس، رسالههايي در رد لاتينيان نوشتند. اتحاد ميان دو كليسا و سرانجام امپراتوري شرقي نيز از ميان رفت.
10. دفاع از عقيدهٴ درستْديني (ارتدكس). آندرونيكوس قسطنطيني دفاعيهاي به صورت محاوره در رد يهوديان نوشت. آندرياس ليبادنوس جغرافيدان يك اعترافنامهٴ ديني نوشت.
بايد اسناد مشابه فراواني وجود داشته باشد كه بدانها توجه نكردهايم، چون موٴلفانشان كار در خور ذكري)) انجام ندادهاند. در آثار بلاستارس و آرمنوپولوس آگاهيهاي فراواني پيرامون اصول، آيين و مراسم كليسا وجود دارد. بلاستارس رسالات زيادي درموضوعات كلامي يا كليسايي يا در رد يهوديان و كاتوليكها نوشته است. آرمنوپولوس از فرقههاي ضالهٴ مسيحي بحث كرده، كه البته شامل كاتوليكها هم ميشود!